عليرضا عضد الملك
41
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
و پنجاه خانوار بيش و از دويست كمتر است . سابق زياده از سيصد خانوار بوده . هفت قنات دارد كه گفتند مرحوم قايم مقام ، سبعهء سيّاله اسم نهاده بوده است . حال سه رشتهاش مفتوح و داير است و چهار ديگرش مسدود و انباشته و محل زراعتش باير . از بىصفايى اخوان رو به خرابى و انهدام نهاده . رعيتش مصمم فرارند ؛ اگر [ مالكيت اين مناطق ] بر يكى مسلم شود سالم بماند ، و الّا چون به نوادههاى سلاسل گسل برسد ساروق مكمن 95 سارقين شود و فارسيجان حجر 96 فاره 97 و سيچان 98 گردد . بالجمله دو رباط دارد ، يكى سنگى است [ كه ] در زمان صفويه ساختهاند و يكى ديگرش آجرى است [ كه ] در سنهء 1066 حاجى حسين نامى از اهل مهماندوست خراسان بنا نهاده و اين قطعه بر ديوارش براى تاريخ نوشتهاند : شد محمد حسين مهماندوست * بانى اين بنا ز عزّ و شرف گوهر ماه و مهر را شب و روز * وسعت اين رباط گشته صدف هاتفى گفت سال تاريخش * بهر زوار آستان نجف 99 هر دو رباط با مسجد جامعى كه دارد ، فتور و خرابى كلى به هم رسانيده ، مالكينش با وصف قدرت ، مرمت نمىنمايند ؛ البته سعادت در كار است نه استطاعت . از مخصوص قريهء ساروق آن است كه هفتاد و دو امامزاده در آنجا مدفون است . و اين شعر در اين باب از اهالى آنجا مسموع افتاد : سى و دو تن ز مَرد و چهل تن ز دختران * از نسل پاك حضرت زين العباد در اوست مرقد اين همه اجساد پاك در چهار بقعه است . سه ساعت از آفتاب برآمده ، در حالتى كه باران سخت مىآمد ، وارد شديم . رعايا استقبال نمودند . كاروانسرا كثيف بود و خانهها 100 تنگ ، كه شايستهء نزول سعادت و تجلى انوار رحمت نبود . لاعلاج چادرهاى پوش را در زمينى پاك زده ، صندوقهاى مبارك را فرود آورديم و خود به خانه [ اى ] از خانههاى رعيتى منزل نمودم ؛ اول كه راه نمىدادند ، آخر وجه نقد گرفته راه دادند . دو شبانه روز باران قطع نشد و هر ساعت بيفزود . ناچار دو شب آنجا بمانديم و در بالاخانه [ اى ] از دل محتاج و گور ملحد تنگتر به سر برديم . شب اول ميرزا بزرگ بن ميرزا محمد بن مرحوم قايم مقام به آشنايى اصلان بيك ياور فوج فراهان وارد شد و از شرحى كه بدان اشارت رفت آگاهى داد و معرفى خود نيكو نمود :